⚖️ وزن اولیه: ۱۲۳ کیلوگرم
🎯 وزن کنونی: ۱۰۷ کیلوگرم
📉 میزان کاهش وزن: ۱۶ کیلوگرم
شروع مسیر تغییر برای آقای هادی اشتری، فقط یک تصمیم برای کمتر غذا خوردن نبود.
این مسیر، در واقع شروع یک بازنگری عمیق در رابطه ایشان با غذا، اشتها، خستگی ذهنی و الگوهای رفتاری روزمره بود.
خیلی از افرادی که مدتها با اضافه وزن بالا زندگی میکنند، فقط از سنگینی بدن رنج نمیبرند؛
آنها به مرور درگیر نوعی فرسودگی روانی هم میشوند.
فرسودگی از رژیمهایی که چند هفته جواب دادهاند و بعد شکست خوردهاند.
فرسودگی از این حس که «انگار بدن دیگر با من همکاری نمیکند».
و فرسودگی از این تصور غلط که کاهش وزن فقط با فشار، محرومیت و گرسنگی ممکن است.
اما تجربه آقای هادی اشتری نشان داد که وقتی ریشههای رفتاریِ اضافه وزن شناخته شود،
بدن میتواند بدون خشونت، بدون جنگ دائمی با غذا و بدون فشار افراطی، وارد مسیر کاهش وزن شود. 🌱

آقای هادی اشتری با وزن ۱۲۳ کیلوگرم وارد کلینیک شدند.
رسیدن به این عدد، معمولاً فقط به معنی بالا رفتن وزن نیست.
بلکه به این معناست که بدن برای مدت طولانی درگیر بینظمی در اشتها، خستگی سلولی، نوسان انرژی و گاهی خوردنهای جبرانی بوده است.
ایشان در روند درمان توانستند به وزن ۱۰۷ کیلوگرم برسند.
این کاهش ۱۶ کیلویی، فقط کم شدن عدد روی ترازو نبود؛
بلکه نشانهای از این بود که بدن دوباره دارد زبان تعادل را یاد میگیرد.
در بسیاری از موارد، اضافه وزن شدید باعث میشود فرد به تدریج حس اعتماد به بدنش را از دست بدهد.
فکر میکند هر تلاشی که بکند، باز هم بدن به نقطه قبلی برمیگردد.
اما وقتی این روند به شکل اصولی و متناسب با وضعیت روانی و تغذیهای فرد طراحی شود،
کاهش وزن دیگر یک پروژه کوتاهمدت نیست؛
بلکه تبدیل به یک بازسازی تدریجی در سبک زندگی میشود. ✨
آنالیز هفته اول آقای هادی اشتری

در روانشناسی تغذیه، ما اضافه وزن را فقط نتیجه پرخوری نمیدانیم.
خیلی وقتها مسئله اصلی، «چرا خوردن» است، نه فقط «چقدر خوردن».
بعضی افراد در پاسخ به استرس غذا میخورند.
بعضیها در زمان خستگی ذهنی، اشتهای کاذب پیدا میکنند.
بعضیها هم در طول روز غذا را محدود میکنند و شبها دچار حملههای اشتهایی میشوند.
در مورد آقای هادی اشتری، مهم این بود که الگوی بدن و ذهن ایشان جداگانه بررسی شود.
در ارزیابی اولیه، فقط به وزن نگاه نمیشود.
ما بررسی میکنیم که بدن در چه ساعتی بیشتر میل به خوردن پیدا میکند،
چه محرکهایی باعث ریزهخواری میشود،
و فرد در چه لحظههایی از غذا به عنوان ابزار آرامسازی استفاده میکند.
در این ارزیابی تخصصی، موارد زیر اهمیت داشت:
🔸 بررسی الگوی اشتهای روزانه و شدت گرسنگی در ساعات مختلف
🔸 تحلیل عادتهای تغذیهای که به شکل ناخودآگاه تکرار میشدند
🔸 شناسایی نقاط بحرانی مانند عصرها، شبها یا زمانهای استرس
🔸 طراحی یک نقشه رفتاری که هم قابل اجرا باشد و هم احساس شکست ایجاد نکند
این همان نقطهای است که درمان واقعی شروع میشود.
نه از حذفهای افراطی،
بلکه از فهمیدن اینکه بدن و ذهن دقیقاً چطور به غذا پاسخ میدهند. 💚
آنالیز هفته دوم آقای هادی اشتری

خیلی از افراد تصور میکنند اشتها فقط در معده اتفاق میافتد.
اما واقعیت این است که اشتها، قبل از آنکه در معده حس شود، در مغز شکل میگیرد.
یعنی اگر ذهن خسته، مضطرب یا بیقرار باشد، احتمال زیادی وجود دارد که بدن پیامهای اشتباهی را به عنوان گرسنگی دریافت کند.
در چنین شرایطی، فرد ممکن است واقعاً فکر کند که به غذا نیاز دارد؛
در حالی که نیاز اصلی او آرامش، استراحت، نظم یا تخلیه فشار روانی است.
در روند آقای هادی اشتری، تلاش بر این بود که این مرزها برای بدن شفافتر شود:
✨ چه زمانی گرسنگی واقعی است
✨ چه زمانی میل به خوردن از استرس میآید
✨ چه زمانی خستگی روزانه خودش را در قالب اشتها نشان میدهد
✨ و چه زمانی بدن فقط دنبال یک پاداش سریع برای فرار از فشار ذهنی است
وقتی فرد این تفاوتها را یاد میگیرد،
کنترل غذا خوردن دیگر به معنای زور گفتن به خود نیست.
بلکه به معنای آگاهی بیشتر از سیگنالهای درونی است.
این آگاهی همان چیزی است که تغییر را ماندگار میکند. 🌿
آنالیز هفته سوم آقای هادی اشتری

یکی از مهمترین خطاها در کاهش وزن این است که فرد بخواهد خیلی سریع، خیلی سخت و خیلی کامل عمل کند.
این نوع نگاه معمولاً در چند روز اول هیجانانگیز است،
اما در ادامه ذهن را خسته میکند و بدن را در موقعیت دفاعی قرار میدهد.
در روند آقای هادی اشتری، هدف این نبود که زندگی عادی متوقف شود.
هدف این بود که رفتارهای آسیبزا، به شکل تدریجی و هوشمندانه جای خود را به الگوهای سالمتر بدهند.
در این مسیر، چند اصل اهمیت زیادی داشت:
🔹 کاهش فشار روانی ناشی از رژیم گرفتن
🔹 ایجاد حس سیری بهتر به جای گرسنگی طولانی
🔹 کم کردن تصمیمگیریهای فرسایشی درباره غذا
🔹 تبدیل تغذیه سالم به رفتاری قابل تکرار، نه یک برنامه موقت
به همین دلیل، کاهش وزن ایشان صرفاً یک افت مقطعی نبود.
بدن در حال یادگیری یک نظم تازه بود؛
نظمی که بتواند در زندگی واقعی هم ادامه پیدا کند. 🌱
آنالیز هفته چهار آقای هادی اشتری

رسیدن از ۱۲۳ به ۱۰۷ کیلوگرم، در ظاهر یک فاصله عددی است.
اما در عمل، این کاهش وزن معمولاً با تغییرات مهمتری همراه میشود.
فرد احساس میکند راه رفتن سبکتر شده است.
فشار روی زانو و کمر کمتر میشود.
انتخاب لباس راحتتر میشود.
و مهمتر از همه، یک حس درونی از «برگشتن کنترل» شکل میگیرد.
برای خیلی از مراجعین، همین بازگشت کنترل مهمتر از خود عدد ترازو است.
چون سالها اضافه وزن فقط مسئله ظاهر نبوده؛
مسئله این بوده که فرد حس میکرد بدنش از اختیارش خارج شده است.
کاهش ۱۶ کیلوگرمی آقای هادی اشتری، از این جهت مهم است که نشان میدهد
بدن، اگر درست فهمیده شود، لزوماً دشمن انسان نیست.
بدن میتواند همراه شود،
اگر به جای تنبیه کردنش، زبانش را بفهمیم. 💪
رسیدن به ۱۰۷ کیلوگرم یک موفقیت مهم است،
اما در نگاه درمانی، این فقط پایان یک فاز و آغاز فاز بعدی است.
چالش اصلی همیشه این نیست که فرد وزن کم کند.
چالش اصلی این است که به الگوهای قدیمی برنگردد.
برای همین، بعد از کاهش وزن اولیه، تمرکز باید روی این موارد بماند:
🔸 تثبیت عادتهای غذایی جدید در شرایط واقعی زندگی
🔸 مدیریت خوردن احساسی در روزهای پرتنش
🔸 حفظ تعادل ذهنی در کنار برنامه غذایی
🔸 جلوگیری از بازگشت وزن از طریق اصلاح پایدار رفتار
در واقع، اگر ذهن تغییر نکند، بدن خیلی زود به الگوی قبلی برمیگردد.
اما اگر فرد یاد بگیرد چگونه با استرس، خستگی و محرکهای محیطی برخورد کند،
احتمال ماندگاری نتیجه چند برابر میشود.
تجربه آقای هادی اشتری از همین جهت ارزشمند است.
چون این مسیر فقط یک کاهش وزن سریع نبود؛
بلکه نمونهای از بازسازی رابطه فرد با غذا، بدن و انتخابهای روزمره بود. 🤍
پیشنهاد ما برای شروع، بررسی اولیه و صحبت با مشاوران است. یکی از دو مسیر زیر را برای ارتباط انتخاب کنید تا شرایط شما به صورت علمی بررسی شود.